تخم بزغاله را می کشند ناراحت نمی شود امّا مشتی که به عقبش می زنند برایش کشنده است یعنی سخت ترین شکنجه ها را می توان تحمّل کرد امّا بی احترامی قابل تحمّل نیست.
بُزقالَ کِ پی بَر کینیِش اَگِرَ رَقّاسی گََکِرَBozqăla pi bar kiŋyeš agera raqqăsi gakera
بچّه ی سوسک سیاه از دیوار بالا می رود مادرش می گوید قربان دست و پای سیاهت بروم، دوست داشتن عامل خوش بینی است.
کور کور اَیوزَ اُو چالوKur kur ayuza ow čălu
کور، کور را جستجو می کند و آب، چاله را.
کیزِگِرَ کاندِلَ دِ اُو وواَخُرَKizegera kăndela de ow vuaxora
کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
گ (۲ مثل)
گُردگِری زَقالِش اَپّییَGordgeri zaqăleš appiya
بزرگی زغال می خواهد، یعنی باید برای اثبات بزرگی هزینه کرد.
گَلِّ پِیقَمبَر تا چاشتِ نَچارنَ.Galle peyqambar tă čăšte načărna
گلّه ی پیامبر را تا هنگام چاشت نمی چراند، حکایت کسی است که تند مزاج و کم حوصله است.
م (۵ مثل)
مِسلِ چو مَمبِرَ نَ بَبوگِش سوجِنا نَ دیرِش بَبو فِسMesle ču mambera na babugeš suĵenă na direš babu fes
مثل چوب منبر است – چون کهنه و مستعمل شود - نه می توان آن را سوزاند و نه می توان آن را بیرون انداخت، کهنسال را در هر حال باید حرمت نهاد.
مِسلِ کُتِِرِ گورماس خَردَ هَMesle kotere gurmăs xarda ha
مثل سگ توله ی گورماست خورده است، کوتاه قد و سنگین وزن است.
مُش دِ کَلِّ پیگاز بَندِ وَچَّش بَرَوِزَMoš de kalle pigăz bande vaččaš baraveza
اگر مشت بر سر پیاز بکوبی بچّه ی پیاز ( پیاز خرد که وسط پیاز بزرگ قرار دارد ) بیرون می پرد، اگر به سرپرست خانواده ضربه ای وارد شود خانواده متلاشی می شود.
مَلی تا بَشفَما گیگِش دَوائیگَ هاکِش دیمِش رِتMali tă bašfamă gigeš davăiga hăkeš dimeš ret
گربه تا فهمید... اَش دَوایی است خاک بر روی آن ریخت.
میان چس دُ وا نَشَکَMiyăn čos do vă našaka
نمی تواند... را دو تکه کند، بسیار بی هنر و بی عرضه است.
ن (۵ مثل)
نِ چیندَر قالِب نِ دِگَNe čindar qăleb ne dega
این چغندر قالب این دیگ است، خدا در و تخته را با هم جور می کند.
ناخان هَر چِ سَرِش بَگِرِ تَش بار دِرَNăxăn har če sareš bagere taš băr dera
ناخن را هر چه کوتاه کنی انتهای آن باقی می ماند.روابط خویشاوندان با وجود فراز و نشیب پایدار می ماند.
نازُکی کار اَگِرَ وُ کُلُفتی نانNăzoki kăr agera wo kolofti năn
نازکی کار را می گیرد و کلفتی نان، به دنبال کار آسان و غذای مفصّل است.
بچّه چغوک است به سوراخ نمی رود چون کاکلش کج می شود، چون چغوک بیابانی تنها در سطح زمین لانه می سازد. در مذمت خود بینی و تکبر گفته می شود.
وَر مِمان سِرِد اَفِسّانVar memăn sered afessăn
تو را پیش مهمان سیر می اندازم. حکایت مهمانی است که هرچه او را به طعام می خوانند اظهار سیری می کند پس از اصرار زیاد میزبان برسر سفر می نشیند وهر آنچه در سفره است می خورد.
ه (۷ مثل)
هَر چِ رو تاس دِ بو بَر اَیگَHar če ru tăs de bu bar ayga
هر چه در طاس باشد بیرون می آید، در نهایت همه چیز آشکار خواهد شد.
هَر کی اَپّییا دَسِّش بِ زانگ خووِش بَگِرَ پابوHar ki appiyă dasseš be zăng xuweš bagera păbu
هر کس باید دستش را به زانوی خودش بگیرد و بلند شود، لزوم اتّکا به توان خود.
هَر کی اَپّییا دَسِش رو جیف خووِش شوHar ki appiyă dasseš ru ĵif xuweš šu
هر که باید دستش در جیب خودش برود.
هَر کی خَرِش بَشیگَ بان خووِی بَشتونوَ پایینHar ki xareš bašiga băn xuwey baštuŋwa păyin
هر که خر را پشت بام برده خودش هم آن را پایین بیاورد، زمانی که پرورده با پرورنده به مخالفت برخیزد می گویند.
هَریگا لَب بو بِ دَندان نَرَسَّHarigă lab bu be dandăn narassa
هر کجا لب باشد به دندان نمی رسد، حقّ تقدم، اول فامیل نزدیک بعد فامیل دور.